وبلاگ آزاد

وبلاگ آزاد

 

www.itahlilclub.com

دوستان خوبم 

من دارم تو این فروم که تازه شروع به کار کرده و دوستان خیلی خوب و با اطلاعات فوق العاده ای دارن فعالیت میکنند. من هم افتخار این رو دارم که در کنارشون در زمینه های غیر تخصصی در بخش آزاد مطلب میذارم. دوست دارم همتون رو کنار خودم ببینم. قلب

+ نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٦ ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی… ؟!
لبخند بزنی…
بی تفاوت باشی…؟
شده دلتنگی بپیچد به دلت،راه نفست راببندد،خفه ات کند…
هی دستت برود سمت گوشی…
برش داری…
نگاهش کنی…
پرتش کنی…
شده یک آهنگ برایت شود روحِ یک لحظه…
بشود خاطره…
و هر چه تکرار شود دیوانه ترت کند…؟
شده بروی همان خیابانی که با او رفته ای…
چند متر جا را هی بالا و پایین کنی…
اشک بریزی و…
لذت ببری…
همانقدر که آن روز لذت بردی…؟
شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری…
اما یکهو در یک لحظه گوشی موبایل را برداری،پیغامی تایپ کنی…
انگشتت برود سمت کلمه send…
منطقت بمیرد، قلبت تند تند بزند و…send کنی…؟
شده تمام روز را در انتظار یک جواب،بیقرار باشی…
نرسد این جواب…
آخر گوشی را برداری واینطور بنویسی:"اشکالی نداره، اگه نمیخوای جواب بدی،نده…
فقط میخواستم بدونم خوبی؟همین…
مواظب خودت باش "شده باز جوابی نیاید…؟
باز بشکنی…
هزار بار دیگر هم بشکنی اما باز با دست و دلِ شکسته،
دوستش داشته باشی…؟
شده این همه عاشق باشی…؟
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۳٠ ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


از یه جایی به بعد...


از یه جایی به بعد ...
وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد ...
... هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه
اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی

از یه جایی به بعد ...
حرفی واسه گفتن نداری
ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی
و می ری تو لاک خودت

از یه جایی به بعد ...
از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی
جای دوست داشته شدن ها
توی تن و فکر و قلبت می سوزه

از یه جایی به بعد ...
فقط یه حس داری حس بی تفاوتی
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

از یه جایی به بعد...
توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی... 

 


+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٦ ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


صداقت

صداقت یک هدیه بسیار گران قیمت است
آن را از انسان های ارزان انتظار نداشته باش . . .

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٥ ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

عشقی که می رود را بدرقه کن
 
دلتنگی کن

https://fbcdn-sphotos-e-a.akamaihd.net/hphotos-ak-snc6/c67.0.403.403/p403x403/185575_401077986626370_1226267526_n.jpg
جایش را زود پُر نکن
به او ساعت ها فکر کن، به رفتن اش به ماندن تو بعد از او

خاطرش را عاشقانه یاد کن
نه که او آنقدر با ارزش باشد، هر چه هم

مفت بود اما دل خودت را هرز نکن

نگذار مهمان سرای مسافرهای یک روزه شوی و عادت کند که رفت،
خاموش شود و بهانه نیاورد.

اما بیاموز کسی که تو را با این غم ها تنها گذاشت
 هرگز ارزش ماندن در کنار تو را، دیگر ندارد

بگذار دلت همیشه مغرور عشق باقی بماند و به خواری نیُفتد.

هرگز برای آنی که هیچ ات شمرد هیچ باقی نگذار جز
افسوس خوردن برای عشقی که به او داشتی...




+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٥ ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


دلتنگی


دلم اس ام اس از نوع نصفه شبی می خواد
همونا که یهو از خواب بیدارت کنه
تا مطمئن شی یکی تو بی خوابیش به یادته
دلم از اون وقتایی میخواد که همه رو میپیچونه به خاطر تو
از اون وقتایی که پشت خطیشو قطع میکنه . . .

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٦ ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

می دانی

یک وقت هایی
باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت...

... باید به خودت استراحت بدهی

درازبکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری
که
پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده
اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر
بمانند.
حسین پناهی
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱ ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

ســـوم
هفتــــم
چهلـــم
ســـــال . . .
چنـــد ســــال
دیگــــر

بایــــد عــــزادار
نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱ ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند
گل نمی‌روید، چه غم گر شاخساری بشکند

باید این آیینه را برق نگاهی می‌شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید کرد تا
سنگ مزاری بشکند

شانه‌هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگی زیر
پای آبشاری بشکند

کاروان غنچه‌های سرخ، روزی می‌رسد
قیمت لبهای سرخت
روزگاری بشکند

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱ ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

 

بعضی آدما یهـو میان....

یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن
یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت
یهـو میشن دلیـل خنـــــــــــــــــده هات

یهـو میشن دلیل نفس کـــــــــــــــشیــــدنت

بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن...........

یهـو گند میزنن بـه آرزوهـات..............
 یهـو میشن دلیل همه ی غصه هات
 میشن دلیل همـه ی اشکات......
یهـو میشن سبب بلا .........
نیـــومدن نفسـت...........

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱٢ ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

هی دهه شصتی سرتو بگیر بالا !
** میدونم تو جوونی پیر شدی
** میدونم آهنگ یو یو بازی کردنت آژیر قرمز بود.
** میدونم واسه دوچرخه و آتاری معدل بیست آوردی و هرگز نخریدن برات.
** می دونم بچگیات بمبارون بود.
** ... می دونم عشقت داریوش بود، می دونم نظامت جدید بود...
** می دونم کلاسات پر آدم بود می دونم ...

 

60 حرمت را می فهمید, از خود گذشتگی را میفهمید, توهین نکردن را میفهمید!

** میدونم همیشه تو دلت میگی همه چی درست میشه اما میدونی که هیچ وقت درست نمیشه

دهه 60 تو واسه همه چیز دیر شدی ...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱٢ ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

یه وقــــتایی که دلت گـرفته ؛
بغض داری ،
آروم نـیستی !
دلت بـــراش تـنگ شده ....
حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری !
به یــاد لحظه ای بیفت کـه :
اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد؛
امــا ....
چـشمـاشـو بست و رفــت ... !!!

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

اگـــــه بـهش زنـــگ میزنی ُ رد میکنه
اگـــــه بهش میگی دوسـ ـت دارم و اون فقــــط میخنده
اگـــــه شـــــبا بدون شبــخیر گفتن تــــو خـوابش میـبره
یعنی تــــاریخ انقضـ ـای ِ تو توی دلــــش تموم شده!
این یـه قـــــانونه!
بــــا قـ ـانونِ آدمــــا نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجنگ!!!
غــرورت لــــِه میشه ....!

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

 

 

هیچ وقت این دو جمله رو نگو :
١(ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت

هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو :
١(از خود متشکر ٢)وراج

هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن :
١(پدر ٢)مادر

هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:
١(نمیتونم ٢)بد شانسم

هیچ وقت این دو تا کارو نکن :
١(دروغ ٢)غیبت

…هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :
١(آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١(آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدرو مادر

همیشه دوتا چیز و به یاد بیار:
١(دوستای گذشته رو٢)خاطرات خوبت رو

همیشه به این دو نفر گوش کن:
١(فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو تا چیز دل ببند :
١(صداقت ٢)صمیمیت

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

ترجیح می دهم حقیقتی آزارم بده، تا اینکه دروغی آرومم کنه

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

تنهام گذاشتی به قیمت چی؟

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

 

 

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم      هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم

یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود          قصه غربت تو قد صد تا قصه بود

 یاد تو هر جا که هستم با منه                       داره عمر من و آتیش می زنه

 تو برام خورشید بودی توی این دنیا سبز         گونه های خیسمو دستای تو پاک می

حالا اون دستا کجاست ؟ اون دو تا دستای خوب

   چرا بی صدا شده لب قصه های خوب

 من که باور ندارم اون همه خاطره مرد        عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد

 آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده             انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده

 یاد تو هر جا که هستم با منه              داره عمر منو آتیش می زنه

 یادتو هر جا که هستم با منه                 داره عمر منو آتیش می زنه

***خدایا کاش مرحم دل من نبودی تا بهونه ای برای زنده بودن نداشتم***

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

 

دیگر احتیــاط لازم نیستــــــ…

شکستنی ها شکست،

هرطور مایلیـــــد حمــــل    کنیــــــد…!!!

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢٧ ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

 
 

دل من دیر زمانی است که
می پندارد :

بیگمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را - دانسته- بیازارد !



در زمینی که ضمیر من و توست ،

از نخستین دیدار ،

هر سخن ، هر رفتار ،

دانه هایی است که می افشانیم

برگ و باری است که می رویانیم



آب و خورشید و نسیمش « مهر » است

گر بدانگونه که بایست به بار آید ،

زندگی را به دل‌انگیزترین چهره بیاراید .



آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ،

که تمنای وجودت همه او باشد و بس .

بی‌نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس .



زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست .


با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

دست یکدیگر را

بفشاریم به مهر

جام دل هامان را

مالامال از یاری ، غمخواری

بسپاریم به هم

بسراییم به آواز بلند :



- شادی روی تو !

ای دیــــده بــه دیــــدار تــــو شــــاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ، عطر افشان گلباران باد .





فریدون مشیری
+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۳ ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

زندگی به من آموخت که همیشه آماده دفاع از حمله احتمالیِ

 

کسی باشم که به او محبت فراوان کردم !

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٩ ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

حوا بودن تاوان سنگینی دارد …


وقتی آدم ها برای هر دم و بازدم به هوا نیاز دارند !!!

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٩ ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “

چـه جمـلـه ای !

پــــُر از کـلیـشه …

پـــُـر از تـهـوع …

جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :

” ســرد اسـت “…

یـخ نمـی کنـی …

حـس نـمی کنـی …

کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه

چـه سرمایـی را گـذرانـدم 

 

 

راستی یادم رفته بود تو سرما را بیشتر از دستان گرم من دوست داری !!!

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٩ ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


 

 

 

 

تو را چه به فرهاد ؟

یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی

تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار……….

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٩ ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()


آغوش آدم...

 

حـــوّا هــم کـه بُـغض کــند

حتّــی خــدا هــم اگــر سـیـب بیـــاورد ،

                چـــیزی بـه جـــز آغــوش ِ آدَم آرامـش نمــی کــــنَـد..

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٢ ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ توسط نجبا قنبری نظرات ()